adel_khani..jpg

بقیه در ادامه مطلب


 

آنچه در ترجمه ذیل می خوانید مربوط به موفقیت آقای دکتر عادل خانی هموطن شهیر دشت مغانی است که در دانشگاه پکن چین در رشته مردم شناسی به زبان چینی در مقطع دکترا تحصیل میکند و در روزنامه گلوبال تایمز در بخش مردم شناسی در روز پنجشنبه 10 ژوئن 2010 به چاپ رسیده است.(مترو پکن -روزنامه انگلیسی زبان)
ضمن تبریک به عادل عزیز امیدوارم شاهد موفقیت های بیش از پیش ایشان در امر تحصیل و زندگی باشیم.

تمایل عادل خانی برای بازسازی روابط فرهنگی باستانی ایران ـ چین 

 «محور دوستی»  

نویسنده: لیو زوان
جمعه 11 ژوئن عادل خانی دانشجوی 35 ساله ایرانی در رشته مردم شناسی همراه با 200 ایرانی دیگر جهت شرکت در نمایشگاه «روز ایرانی» به شانکهای سفر میکند. قرار است که کاردار فرهنگی اسبق چین نیز در روزی که معرفی فرهنگ ایرانی اختصاص داده شده است شرکت کند.
خانی که در دانشگاه پکینگ به مدت چهار سال تحصیل کرده است به گفته خود یک فرد علاقمند به فرهنگ چینی است. وی میگوید که اکنون جز زبان چینی به هیچ زبان دیگری حتی زبان مادریش یعنی آذری تکلم نمیکند.
خانی میگوید: من در خانه نیز از همسرم خواستهام که به زبان چینی با من صحبت کند.
عادل خانی و همسرش مهرناز زمانی که وی خود را آماده سفر به چین میکرد در تهران با یکدیگر آشنا شدند. خانی در سال 2004 با دوستان و خانوادهاش در مورد تصمیمش مبنی بر سفر به چین و تحصیل در یکی از دانشگاهها صحبت کرده بود. اما خانوادهاش که نگران عدم بازگشت وی به وطن بودند از او خواستند که پیش از سفر در ایران ازدواج کند. مهرناز که آموزگار دوره ابتدایی در تهران بود، اکنون در خانه زبان چینی تدریس میکند و از دختر 18 ماهه خود «لیلی» مراقبت میکند.
خانی میگوید: رویای من این است که روز به روز شاهد گستردهتر شدن روابط فرهنگی میان ایران و چین باشم. روابط سیاسی ایران و چین در سطح عالی است، روابط اقتصادی خوب است اما در خصوص روابط فرهنگی سطح روابط میانه است نه خوب نه بد. در برخی موارد سطح روابط بین دو کشور را میتوان بسیار متزلزل ارزیابی کرد که دلیل آن نیز فرهنگی است.

خلاء علمی:

خانی پس از فازغالتحصیل شدن در رشته جامعهشناسی از دانشگاه تهران، در سازمان دولتی فرهنگ و ارتباطات اسلامی مشغول به کار شد. وظیفه این سازمان برقراری ارتباطات فرهنگی با دیگر کشورها است و خانی نیز با هدف نظم بخشیدن به روابط فرهنگی با امپراطوری رو به رشد مشرق زمین در دفتر چین این سازمان مشغول شد.
خانی میگوید: «در دفتر ما و تمام سازمان، هیچکس به زبان چینی وقوف نداشت». به همین دلیل او برای الهام گرفتن به دانشگاه بازگشت اما با یک خلاء روبرو شد. (به همین دلیل برای انجام برخی مطالعات به دانشگاه خود بازگشت اما با یک خلاء روبرو شد).
وی میافزاید: من متوجه شدم که تمام کتابهای فارسی منتشر شده در مورد فرهنگ چینی، بر اساس تحقیقات صورت گرفته به زبانهایی مانند انگلیسی و فرانسوی است نه چینی.
علیرغم مناسبات سیاسی و اقتصادی رو به رشد میان دو کشور، خانی متوجه یک تضاد در روابط فرهنگی دو کشور شد. او احساس کرد که تا حدی این مسئله به انقلابهایی که دو کشور تجربه کردهاند مربوط است و به همین دلیل تفاهمات دوجانبه هنوز در سطح ابتدایی باقی ماندهاند.
او معتقد است که: در ایران مردم هنوز چین را کشوری با ساختاری کمونیستی میشناسند اما باید گفت که کمونیسم فرهنگ نیست یک جزب است». او بخشی از کندی توسعه روابط فرهنگی را در موانع زبانی و نبود استعداد زبانی شناسایی کرد. به عقیده، خانی: «ایرانیانی وجود دارند که در بخشهای سیاسی و اقتصادی به زبان چینی صحبت میکنند اما در بخش فرهنگی نه و این مسئله در مورد چینیها هم صدق میکند.»

فراگیری زبان چینی:

در سال 2004 یعنی زمانی که از خانی دعوت بعمل آمد که در یک سمپوزیوم در کان مینگ(Kunming) شرکت کند، این دیدار تأثیر شگرفی بر زندگی او گذاشت. آنچه او در این دیدار مشاهده کرد درک فرهنگی او را از کشور چین متحول کرد. خانی میگوید: وقتی به کشورم بازگشتم متوجه شدم که مردم فکر میکنند که چین جایی است که برای زندگی کردن باید تقلا نمود اما من روزهای بسیار خوبی را در آنجا داشتم. در کشور من مردم فکر میکنند که ایرانیان نمیتوانند غذای چینی بخورند (ذائقه آنها با غذاهای چینی اصلاً سازگار نیست) البته نه فقط به خاطر مسئله حلال نبودن غذاها یا نوشابهها. در آشپزی ایرانی در رستوران 30 نوع غذا سرو میشود اما من به هر رستوران چینی که وارد شدم اگر نگویم صدها نوع، اما حداقل ده ها نوع غذا سرو میشد.
خانی پس از بازگشت به تهران، به همه میگفت که علاقمند است در چین تحصیل کند اما باید به قدرت 3 سال برای دریافت بورس تحصیل صبر کند.
او در این مورد میگوید: «من به این علت چین را انتخاب کردم که هیچ ایرانی وجود نداشت که در مورد چین، مردم، جامعه و فرهنگ آن تا سطح پیشرفته و دکترا مطالعه و در آنجا تحصیل کرده باشد. روزی که خانی تهران را به مقصد چین ترک میکرد که خواهر و مادرش گریه میکردند چون نگران زندگی او در چین بودند علیرغم اینکه خانی بارها در مورد چین با آنها صحبت کرده بود.
او هنوز هر بار پس از بازگشت به تهران، با شگفتی اطرافیان روبرو میشود که چگونه در یک کشور کمونیست و جامعه کمونیستی زندگی میکند.
«من معتقدم چین جامعه کنفوسیوس است. چون فرهنگ و جامعه چین هر دو متأثر از کنفوسیوسیسم و آئین دائو است. کمونیسم دیرینهای صد ساله دارد اما کنفوسیوس بیش از دو هزار سال در این کشور وجود داشته است و این یک سوءتفاهم بزرگ است.»

هویت ایرانی:

زمانی که او در سال 2007 به دانشگاه پکینگ وارد شد، منشی به او گفت که او برای برنامه انگلیسی زبان کارشناسی ارشد پذیرفته شده است.
خانی میگوید: من به آنها گفتم که باید به زبان چینی تحصیل کنم. اگر به انگلیسی درسها را میگذراندم که فرهنگ چینی را یاد نمیگرفتم. زبان چینی یک زبان معمولی نیست. حروف الفبا در زبان چینی وجود ندارد. هر جزء نشاندهنده یک حرف یا نشانه در فرهنگ چینی است و کسی که میخواهد فرهنگ چینی را بیاموزد، در گام نخست باید زبان چینی را بیاموزد. علاقه ویژه خانی به فرهنگ چینی شاید تاحدودی مربوط به مطالعات فرهنگی اولیه وی باشد به ویژه بخشی که مربوط به تأثیرات تاریخی پارسی (ایرانیان) است.
تنها در سالهای اخیر است که شاهد فراموشی تبادل فرهنگی میان چین و ایران هستیم. تعداد پیروان فرقه هوئی Hui،اقلیت مسلمان که در چین پراکنده هستند به 10 میلیون نفر میرسد و میتوان ریشه آنها را در حضور بازرگانان پارسی و عربی در سلسله تانگ (907 - 618) دانست. امروزه نیز میتوان در فرقه هوئی آثاری از شیوه نمازگزاران پارسیان و قرائت قرآن در مساجد مشاهده کرد.
اما در سالهای اخیر روابط فرهنگی بین دو کشور با شتاب بیشتری تحلیل رفته است. در مورد چین، بطور چشمگیری از میزان آموزش زبان فارسی کاسته شده است. در واحد فارسی دانشگاه پکینگ و در برنامه آموزش زبان فارسی تنها 10 دانشجو طی 4 سال پذیرش شدهاند.
در ایران نیز با توجه به جمعیت چین و رشد روزافزون آن و حضور چینیهای بیشتر در این کشور تعداد دانشجویان آموزش زبان چینی حدود 3 هزار نفر است. اغلب چینیهای حاضر در ایران کارگران ساختمانی، مهندسین و تجاری هستند که هرگز یا تمایلی برای آموختن فرهنگ ایرانی و تحلیل در جامعه ایرانی نداشتهاند یا فرصت آن را نداشتهاند. تنها صد دانشجوی چینی در ایران تحصیل میکردند و واحد درس زبان چینی تنها در دو دانشگاه ارائه میشود و خانی اولین دانشجوی ایرانی است که در رشته خود در مقطع دکترا در چین تحصیل میکند.


 

سپر بلای فرهنگی:

رویای خانی افزایش روزافزون تبادل فرهنگی در سطح فردی بین مردم ایران و چین است. زیرا تبادلات کنونی اغلب میان تاجران، مهندسین و سیاستمداران صورت میگیرد.
خانی احساس میکند که مردم توجه کافی به ارتباطات فرهنگی نداشتهاند و از آن بدتر اینکه سیاستمداران بیتفاوت اغلب از فرهنگ به عنوان یک سپر بلا استفاده میکنند.
او معتقد است که: «مردمی که فرهنگ را نمیشناسند، اکنون از عنوان فرهنگ استفاده میکنند. آنها میگویند این فرهنگ خوب است و آن فرهنگ بد. اما شما نمیتوانید بگوئید فرهنگ بد است. ما باید به تمامی فرهنگها احترام بگذاریم.
              این نخستین قانون من است. چیزهای بد در سیاست وجود دارد اما در فرهنگ هرگز.»
این در حالی است که اغلب مردم روابط سیاسی و اقتصادی را مهمتر تلقی میکنند و خانی درصدد تغییر این دیدگاه است. «ما در برخی موارد میبینیم که روابط به سادگی محض تیره و تار میشوند فقط به دلیل فرهنگ. اگر شما در بخش فرهنگی مشکلات خود را حل کنید. در واقع تمامی مشکلات را حل کردهاید. اگر شما از توان (نیروی) فرهنگ استفاده کنید، میتوانید بدون هرگونه جنگ و خونریزی تمام دنیا را فتح کنید.»
عقاید خانی در نیرو و قدرت فرهنگ بازتاب تأکیدهای اخیر دولت چین در صادر کردن فرهنگ چینی و عقاید کنفوسیونیسم است. در سال 2010، ده سال پس از بازگشایی اولین مؤسسه ترویج عقاید کنفوسیوس در سئول، نخستین مؤسسه کنفوسیوس در دانشگاه تهران ایران راه اندازی شد.
خانی میگوید: من امیدوارم که مدرسان ایرانی به کلاسهای چینی وارد شوند تا در مورد جامعه و فرهنگ ایرانی به چینیها آموزش دهند و مدرسان چینی نیز به ایران سفر کنند و در مورد فرهنگ و جامعه چینی به دانشجویان ایرانی درس دهند. این مهمترین وظیفه من است که به مردم چین اجازه دهم به ایران سفر کنند تا حقیقت، خوب یا بد را ببیند و مردم ایران را نیز برای سفر به چنین تشویق کنم.

بر گرفته از : سایت اطلاع رسانی یاشیل مغان ( احد قاسمی )